پرواز پروانه را هجی کن

بازی بازیگران در این فیلم، قابل تأمل است. استیو مک‌کویین و داستین هافمن در یک هماهنگی کامل، بازی‌های درخشانی ارائه کرده‌اند. اما در این‌جا قرار است از دوبله این فیلم بنویسیم و همین ابتدا می‌توان ادعا کرد که اگر دوبلة بی‌نظیر فیلم نبود چه بسا در طول سالیانی که از نمایش آن می‌گذرد؛ هیچ‌کس از سینما دوستان ایرانی خاطره‌ای این قدر روشن از فیلم نمی‌داشت(اگر باور داریم که پاپیون در ایران یک فیلم کالت به حساب می‌آید،چه‌قدر از محبوبیتش را می‌توان به پای دوبله نوشت؟) بیش از سی و چند سال از زمانی گذشته که خسرو خسرو شاهی به سفارش آرتانیس فیلم و مدیر آن آرشام یسایی فیلم را که به طور مستقیم از نمایندة کمپانی سازنده در ایران  خریداری شد در استودیو شهاب دوبله کرد . پاپیون به عنوان برنامه افتتاحیة سینما آزادی (شهرفرنگ) به نمایش درآمد. خسرو‌شاهی از منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب دعوت کرد تا نقش‌های اصلی فیلم را بگویند. نصرالله مدقالچی در دو نقش( به جای دالتون ترومبو در اولین سکانس فیلم، همان‌پیرمردی که از مجرمان می خواهد فرانسه را فراموش کنند، و رییس زندان انفرادی که از پاپیون می خواهد نام کسی را که برایش نارگیل می فرستد ‌بگوید)،  ناصر نظامی( در نقش یکی از ‌زندانیان انفرادی و رییس جذامیان که نقش او را آنتونی زربی بازی می کند)، مرحوم حسین رحمانی ( به جای آن مردی که صورتش را خالکوبی کرده، و آن زندانبان که دگا و پاپیون را به کیلومتر چهل می فرستد)، آرشاک قوکاسیان( همان جوان زندانی که با پاپیون فرار می‌کند؛ همچنین در یک نقش کوتاه، زندانبانی که می‌گوید دگا را در اردوگاه نگه می‌دارد)، مرحوم عباس سعیدی ( زندانی‌ای که با گیوتین اعدام می‌شود)، محمد بهره‌مندی (جوان زندانی که همراه ژولو است)، مرحومه آذر دانشی (همسر پاپیون) نصرت‌الله حمیدی (هم‌بندی که با پاپیون و دگا دوست می شود و در چشمش خردل ریخته تا او را به درمانگاه و نزد پاپیون بیاورند)، از دیگر گویندگان هستند. اما در این میان و با تمام جست‌وجو‌ها نام دو تن از دوبلورهای فیلم پیدا نشد. یکی گویندة نقشی که به زندانی ها دستور جمع‌آوری پروانه می دهد و سر‌انجام پاپیون را لو می‌دهد (هم‌چنین به جای آن زندانی پیر که در بند انفرادی از پاپیون در‌باره سر و وضع‌اش می‌پرسد، و آن پیرمردی که از دگا رشوه می گیرد تا او را به جای خوبی بفرستد. استاد اسماعیلی در گفت‌و‌گو با نگارنده احتمال می‌دهد نام این دوبلور عسگری باشد) و دیگری گویندة نقش آن دکتر هندی که  اعضای خانواده اش را کشته است.

یکی از اصلی ترین پرسش های علاقه‌مندان دوبله این است که چرا خسرو شاهی به ‌جای ‌هیچ یک از شخصیت‌های فیلم حرف نزده. او می‌گوید:« تصورم این بود که نباید به جای استیو مک‌کویین و هافمن حرف بزنم؛ با این که پیش از دوبلة پاپیون در چند فیلم به جای مک‌کویین حرف زده بودم و در سگ های پوشالی ساختة پکین پا نیز به جای داستین هافمن صحبت کرده بودم. حتی برای گفتار آخر پاپیون، گوینده‌ای آوردم و آن بخش را ضبط کردیم اما یسایی اصرار داشت برای ثبت در تاریخ، حتماً صدای خودم هم باشد. می گفت بگذار در آینده همه بدانند که مدیر دوبلاژ این فیلم بوده‌ای.»

 

2

دوبلة پاپیون با اولین جملة آذر دانشی، شروع می‌شود: «تو برمی گردی پاپیون، تو برمی‌گردی!»  و صدای مرحوم شایگان شنیده می شود که،«نه! تو بر نمی گردی» و سرانجام اولین دیالوگ‌های منوچهر اسماعیلی در صحنة کشتی محکومین را می‌شنویم؛ هنگامی که پاپیون پول هایش را آماده می‌کند تا در بدنش جا دهد. ژولو‌(دان گوردون) به او زل زده و پاپیون می‌گوید «بعضی وقتا مجبوریم، مثل حیوونا یه چیز هایی رو توی بدنمون مخفی کنیم.» این اولین صحنه‌ای از فیلم است که دیالوگ‌ها «راه می‌افتند» و فضاسازی دوبله شکل می‌گیرد. فضاسازی در دوبلة آثار خارجی در سال های دور‌، یکی از بهترین‌ دستاورد‌های این حرفه بود ( آیا هنوز هم هست؟) و بی اغراق، دوبلة همین فیلم نشان می‌دهد که دوست‌داران صدا پیشگان ماندگار، بی‌دلیل به این صداها دل نبسته اند.

در دوبلة پاپیون آن چه که بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید، شخصیت‌پردازی و نیز فضاسازی در دوبله است که این مهم را دو تن از استادان دوبله بر عهده داشته‌اند: منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب. این شاید نشانة هوشمندی مدیر دوبلاژ فیلم باشد که خودش به جای هافمن حرف نزده، حال آن‌که در دوبله‌های آن دوران، صدای او را بارها بر روی چهرة داستین هافمن شنیده‌ایم (ماراتن‌من یک نمونة شاخص از صدای خسرو شاهی به جای هافمن است،و دوبلة لنی که خود شاهکاری است درکارنامة خسرو‌شاهی.)

فیلم در واقع ضیافت دوبلة این دو استاد است. طهماسب، به درستی شخصیت لویی دگا را «شناسایی» کرده. دگا، جاعلی است که اوراق قرضة مجموعة 1928 را جعل کرده؛ آدمی بسیار با هوش که به‌ راحتی خودش را به نادانی زده، اما ترسو و خوش خیال نیز هست. هرگز مایل نیست از جهنمی که در آن زندانی است فرار کند و خیال می‌کند همسرش، بیرون از زندان مقدمات آزادی‌اش را فراهم خواهد کرد. طهماسب با چنین شناختی، لحنی را انتخاب می‌کند که آمیزه‌ای از بلاهت و هوشیاری در شخصیت دگا است و برای«در آوردن» این پیچیدگی شخصیتی، سنگین و کند حرف می‌زند. سعی می‌کند شمرده شمرده حرف زدنش را با یک طنز پنهان ترکیب کند(آن‌هایی که فیلم را با صدای اصلی دیده باشند، قطعاً موافق‌اند که صدای هافمن اندکی خش‌دار و سرد است و بیش‌تر سعی می‌کند با چهره‌اش بازی کند). نمونه‌ها فراوان‌اند:

دگا: تو پاپیونی، یه واسطه رو کشتی...

پاپیون: واسه من پاپوش دوختن، من بی‌گناهم...

دگا: بی‌گناه وجود نداره...

و نیز:

پاپیون: همه تو این کشتی می دونن تو کی هستی و حاضرن شیکمتو پاره کنن تا دستشون به اون پولا برسه...

( سپس ، پاپیون پیشنهاد می کند محافظ جان او باشد)

 دگا: تا برسیم یه جای امن و من با پول، نگهبانا رو بخرم، نیاز به حمایت دارم...

پاپیون: بستگی داره که چه قد بخوای زنده بمونی.

دگا: اوه خیلی زیاد. تو نذار منو بکشن. منم قول می دم پول فرار رو بدم.

پاپیون: فرار من، نه فرار ما!

دگا: اوه البته! من قصد فرار ندارم.

پاپیون: قبوله

بریده بریده حرف زدن طهماسب در یکی دو دیالو‌گ‌، در ترسیم روحیة دگا، بسیار تأثیرگذار است. آن جا که می‌گوید دوست دارد عمر زیادی داشته باشد و جایی که در پاسخ پاپیون، می‌گوید: بی‌گناه وجود ندارد. اسماعیلی نیز در این سکانس، تصویر یک حرفه‌ای از پاپیون ترسیم می‌کند که هم می‌داند چه‌گونه باید به مقصود رسید و هم می‌داند که چه‌گونه ازبی‌گناهی خود دفاع کند. گفت‌و‌گو های دونفرة دگا و پاپیون در فیلم، چنین سبک و سیاقی دارد، حتی در سکانس‌های پایانی که سال‌ها از اقامت این دو در آن جزیره گذشته و پیر شده‌اند نیز گذر زمان و تاثیر آن روی ادای کلمه‌های پاپیون به خوبی رعایت شده است.  طهماسب نیز چنین فاصلة زمانی را در نظر می‌گیرد. می‌دانیم که دگا پس از سال‌ها اقامت در این زندان، به تدریج عقلش را از دست داده و عصبی‌تر از گذشته است. اکنون او نسبت به گذشته کم‌تر بریده بریده حرف می‌زند و سعی دارد مکث‌ها و تأکید‌هایش را در طول کلمه‌ها امتداد دهد. نگاه کنید به دیالو‌گ‌های آن‌ها در صحنه‌ای که دگا از راحت بودنش از آن جزیره حرف می‌زند و می‌گوید که مایل نیست بگریزد. صدای اندکی خشن شدة طهماسب و همچنان مقطع حرف زدن او، تلخی سرنوشت دگا را بازسازی می‌کند.

3

 لحن خسرو شایگان یکی از تماشایی‌ترین شخصیت های فرعی را در دوبله به نمایش می‌گذارد. با دوبلة او، ژولو آدمی خردمند است. در همان نخستین صحبت‌هایش با پاپیون‌، تصویری که صدا از او ترسیم می کند، مردی دنیا دیده است ‌که اکنون محافظه کار شده و می‌گوید اگر تاوان فرار از زندان، تحمل حبس انفرادی است، دوست دارد اشتباه از خودش باشد. آن‌چه در دوران طلایی دوبله همواره اهمیت داشته و در دوبلة این فیلم نیز کاملاً رعایت شده مسألة لحن است که نباید آن را با ادای صحیح کلمات توسط گویندگان یکی دانست. همین سکانس را به عنوان یک نمونة درخشان از دوبلة فارسی در نظر بگیریم. هردو دوبلور به درستی شخصیت‌ها را می شناسند. استاد اسماعیلی تعبیر بسیار زیبایی در مورد بازی و شخصیت مک‌کویین در این فیلم دارد.«من با این شخصیت زندگی کردم و همراه او در زندان انفرادی گرسنگی کشیدم.» به همین دلیل است که دیالوگ‌های ژولو و پاپیون در این سکانس این چنین‌اند. اغراقی در کار نیست؛ مقایسة سادة دیالوگ‌ها‌ی اصلی فیلم با دوبلة آن همه چیز را روشن می‌کند. اصولاً لحن ادای دیالوگ در میان انگلو‌ساکسن‌ها با نوعی سردی همراه است. حتی عاطفی‌ترین جمله‌ها نیز چنین ویژگی‌ای دارند. مسآلة لحن نکته ای است «این‌جایی» و شرقی ها (به طور کلی) به آن اهمیت می دهند. هم‌چنان‌که در زبان هندی و نیز سینمای هند همین اتفاق رخ می‌دهد. دوبلة فارسی با تمام ویژگی‌های انکار ناپذیرش در «اجرای» لحن‌ها، تقریباً و به جز مواردی استثنایی هرگز نتوانسته لحن را در شکل بیانی بازیگران سینمای هند پیدا کند. دوبلة ناموفق بازیگری مانند شاهرخ خان، دربسیاری از آثاری که حتی‌ دوبلورهای برجسته به جای او حرف زده‌اند یکی از این موارد است که جای دیگری باید به آن پرداخت.

4

توجه مدیر دوبلاژ به نقش‌های فرعی از دیگر مواردی است که دوبلة این فیلم را به اثری قابل تأمل تبدیل کرده است.  نکته‌ای که تقریباً در دوبله‌های سال های اخیر(بویژه در تلویزیون) کم‌تر به آن توجه می‌شود. نکته این جاست که شخصیت‌های فرعی در دوبلةپاپیون ارزشی هم سنگ نقش های اصلی دارند. استفاده از صدا‌های سرشناس دوبله در آن دوران به جای شخصیت‌های فرعی( حسین رحمانی، نصرت الله حمیدی، خسرو شایگان، ناصر نظامی و مدقالچی) نشان می‌دهد که کوچک یا بزرگ بودن نقش برای مدیر دوبلاژ آن قدر مهم نبوده که فضاسازی در دوبله را نادیده بگیرد. به همین دلیل نقش‌های فرعی در دوبلة این فیلم در شمار ماندگار‌ها هستند، نمونه‌ها:

-گفت‌وگوی پاپیون با مردی که صورتش را خالکوبی کرده( او به دگا می‌گوید آیا از صورت او «خوشش می آید؟» روی نمای درشت هافمن صدای طهماسب می آید که،«خیلی زیاد.»)

 

- گفت‌وگوی پزشک جوان و پاپیون؛ هنگامی که ریش پاپیون را می‌تراشد و تیغ را زیر گلوی او می‌گیرد.

- گفت‌وگوی مرد زندانی با پاپیون و دگا. آن‌جا که می‌گوید هم بندش «یه تیکه چوب فرو کرد تو حلقش و خودشو خلاص کرد.» بنابراین اگر می‌خواهد چرتی بزند باید این فلک‌زده را هم با خودش ببرد.

-گفت‌وگوی رییس بند انفرادی با پاپیون:« داره می میره.»

- گفت‌وگوی پاپیون با رییس جذامیان،« از کجا می دونستی جذام من خشکه و مسری نیست؟» پاپیون:« نمی‌دونستم.»

- گفت‌وگوی پاپیون با دکتر هندی.

 

5

در دوران طلایی دوبلة فارسی، به دشواری می توان دوبله های سینمایی و تلویزیونی را از یکدیگر تفکیک کرد‌. در آن دوران پاره‌ای از دوبلور‌ها «سینمایی» بودند و تقریباً هیچ‌گاه در تلویزیون صدای آن‌ها را نمی شنیدیم. صدای مرحوم  ایرج ‌دوستدار و چنگیز جلیلوند از این دسته هستند و شاید استفاده از جمله‌های پس‌گردنی در دوبله‌های سینمایی یکی از دلایل عدم حضور آن‌ها در تلویزیون بوده باشد.

شیوة حرف زدن دوبلور‌ها در تلویزیون نیز تفاوت هایی با دوبلة سینمایی داشت. در سینما دوبلور‌ها آزادی عمل بیش‌تری برای مانور داشتند و‌لی در تلویزیون این گونه نبود. حتی استاندارد استفاده از مترجم فیلم‌ها در تلویزیون نیز با سینما تفاوت هایی  داشت. مثلاً حضور نجف دریابندری در ترجمة فیلم‌هایی مانند نور زمستانی و پیرمرد و دریا با‌ بازی اسپنسر تریسی و صدای احمد رسول‌زاده به جای او.

 دوبلة پاپیون مختصاتی سینمایی دارد. دوبلة آن، البته خالی از جمله‌های معروف پس‌گردنی است و آن‌چه که این دوبله را «سینمایی» کرده، همان فضاسازی است. جمله‌ها در این جا بر خلاف دوبله‌های تلویزیونی‌ «اتو‌کشیده» نیست. دوبلور‌ها آزادی عمل بیش‌تری برای درآوردن لحن داشته‌اند. نقش‌های کوتاه را همة دوبلور‌های حرفه‌ای گفته‌اند و شاید سنت شکنی خسرو شاهی در استفاده از اسماعیلی و طهماسب در نقش‌هایی نامتعارف بیش از هر چیز دوبلة پاپیون را به دوبله‌ای سینمایی بدل کرده است. می‌دانیم در آن سال‌ها هم اسماعیلی و هم طهماسب در تلویزیون فعالیت داشته‌اند. اما در سال‌های اخیر آن چه که دوبلة تلویزیونی را از استاندارد خارج کرده استفادة مدیران دوبلاژ از ‌«مردی گوها» در نقش های فرعی است. این، می تواند محک و معیاری برای شناخت یک دوبلة خوب از یک دوبلة بد باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 72 بازدید
وحید فرازان

درود...همیشه خواننده پیگیر نوشته های خوب شما هستم...به خصوص در زمینه دوبله فیلمهای فارسی و فیلمی که خاطرات بسیاری از آن دارم یعنی "پاپیون" ...امیدوارم همیشه مستدام باشید :-)

وحید

یکی از سحرآمیزترین فیلمهای تمام تاریخ سینما . همراه با صداهای جادویی بزرگان دوبله . از شما تشکر میکنم که از این فیلم به درستی به عنوان یک فیلم کالت یاد کردید .