amoozecinema

سینما به ما-شما-ایشان... می آموزد

هشتادی­ ها
نویسنده : shapoor azimi - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اسفند ۱۳٩۳
 

 

چرا دهة هشتاد در سینمای ایران مهم است؟

 

سینمای ایران در دوران پس از انقلاب همواره سینمایی دولتی باقی مانده است و دست اندرکاران دولتی سینما در کشورمان به شدت این تمایل را نشان داده­اند که نقش نظارتی خویش بر مجموعة سینما را نه تنها کم نکنند بلکه جتی آن را افزایش بدهند. این نقش در دهة شصت خودش را به شکل دیکتاتورانی دوستدار سینما (تلقی مدیران بنیاد سینمایی فارابی) نشان داد. فارابی تصمیم گرفت چه فیلم­هایی ساخته شوند و چه کارگردان­هایی مطرح گردند. فیلم خارجی وارد نشود تا نهال نوپای سینمای بعد از انقلاب را تهدید نکند. در این دهه سینمای ایران با تلاش فارابی و بخش بین­المللش به جهان راه پیدا کرد و شناخته شد. به تدریج جوایزی نصیب سینمای ایران شد و همین جوایز (لطفاً نیت خوانی نکنیم) کاری کرد کارستان و سینمای ایران را به بدنة محکمی بدل کرد که در دهة 1370 زمانی که قرار بود طعم گیلاس اثر کیارستمی از کشور خارج شود و به جشنوارة کن برود؛ به شخصه شاهد بودم که یکی از مدیران وقت سینمای ایران تلفنی چه ­ها نمی­کرد که اجازة مهر و موم کردن فیلم و خروجش از کشور را بگیرد که گرفت.


در دهمین سال پس از بنیان گرفتن بنیاد سینمای فارابی؛ کشتی­بان را سیاستی دیگر آمد و به بهانة نمایش دو فیلم از فیلم­سازی سابقاً دولتی که حمایت نخست وزیر سابق دولت را نیز به دنبال داشت؛ هجمه­هایی بر علیة دست اندرکاران سینما و بخصوص فارابی و معاونت سینمایی (درواقع شخص ویزر وقت ارشاد) به راه افتاد که نتیجه­اش استعفای سردمدار بنیاد و معاونت سینمایی و سرانجام وزیر ارشاد شد. این اتفاق در دة 1370 رخ داد.

پس از دوم خرداد 1376 و به تبع ایجاد تغییر در ساخت سیاسی و به تبع آن ساخت فرهنگی کشور و ورو مطبوعات به فضای سیاسی و فرهنگی؛ سینمای ایران نیز توانست پا به پای این جریانات اصلی؛ خانه تکانی کند و از پوست محافظه­کارانه­اش دربیاید. بانوی اردیبهشت ساختة رخشان بنی اعتماد با موضوع زنان کارگر و دختری با کفش­های کتانی ساختة رسول صدر عاملی با موضوع دختران فراری هرگز تا پیش از دوخ خرداد 1376 اجازة ساخت و نمایش پیدا نمی­کردند. هر چند در این سال آژانس شیشه­ای نیز ساخته شد تا خیلی­ها این تصور را داشته باشند که قرار است در مقابل سینمای پس از دوم خرداد؛ آثاری ساخته شوند که با گفتمان حاکم بر جامعه در تضاد هستند. در این دوران آثاری مانند شوکران ساختة بهروز افخمی؛ قرمز اثر فریدون جیرانی و یا مصایب شیرین اثر علیرضا داوود نژاد باعث شدند تا سینمای ایران پوست بیندازد و مضامین ملتهب به سینماراه پیدا کند و سیاسی­ترین فیلم این دهه؛ اعتراض ساختة مسعود کیمیایی بر روی پرده بیاید. کیمیایی در فیلمش به بهانة حضور آن­هایی که آدم گذشته هستند اما در زمان حال «گیر کرده­­اند؛ به نقد گفتمان جاری در جامعه و مسألة آزادی می­پردازد. عروس آتش اثر خسرو سینایی از یک سو و آب و آتش زا سوی دیگر ظرفیت سینمای ایران برای طرح موضوع­هایی حساسیت­برانگیز را در دهة 1370 ارتقاء دادند.

دهة 1380 یکی از عجیب­ترین و به عبارتی دهة سرنوشت­سازی در سینمای ایران بوده است. در این دهه گفتمان سیاسی و به تبع آن گفتمان فرهنگی به شدت دستخوش تغییر شد. از ابتدای این دهه تا دورانی که خاتمی از قدرت کنار رفت و خاتمی و احمدی نژاد( دورة نخست ریاست جمهوری­اش) سکان قدرت را به دست گرفت؛ سینمای ایران تحولی جدی در مضمون و ساخت را تجربه نکرد. از میان فیلم­های شاخص این دوره می­توان به خانه­ای روی آب (بهمن فرمان­آرا)؛ کاغذ بی­خط (ناصر تقوایی) و بوتیک (حمید نعمت­االله) اشاره کرد. در این میان و با تغییر گفتمان فرهنگی در جامعه به تدریج سینمای ایران نقد گفتمان رسمی را کنار گذاشت و سعی کرد با قصه­گویی به معنای عامش به حیاتش ادامه دهد. اصغر فرهادی و همسرش پریسا بخت­آور؛ عبدالرضا کاهانی؛ محسن امیر یوسفی؛ بهنام بهزادی؛ امید بنکدار و کیوان علی محمدی؛ روح­االله حجازی؛ مانی حقیقی؛ حسن فتحی؛ مهرداد فرید؛ فیلم­سازانی هستند که در این دهه پای به درون فضای فیلم­سازی می­گذارند و هر یک به سهم خود توانستند سینمای ایران در این دوره را تحت­الشعاع قرار دهند. گفتنی است که عدم نمایش عمومی فیلم­های عباس کیارستمی از یک سو و فرم­گرایی خود­خواستة او در نمایش تفکرات شخصی باعث می­شود از نقش او در شکل­گیری سینمای ایران در دهة 1380 چشم پوشی کنیم.

شاید حضور سایة سنگین سیاست در این دهه یکی از دلایلی باشد که فیلم­سازان سینای ایران را مجاب کرد تا وارد حیطه­های اجتماعی پررنگ­تری مانند اخلاق در جامعه بشوند. اصغر فرهادی حتی پیش از آن و با ساختن چهار­شنبه سوری به موضوع خیانت در زندگی زناشویی پرداخت. در دایره زنگی که فیلم­نامه­اش را او نوشت و همسرش فیلم را کارگردانی کرد؛ بار دیگر به دروغ و پنهان­کاری فرد در برابر اجتماع و در برابر خویشتن پرداخت. او تقریباً در همان ابتدای شروع دورة دوم ریاست جمهوری احمدی­نژاد دربارة الی... را ساخت. فیلمی که دروغ در میان قشر متوسط جامعه را کندوکاو می­کرد. جدایی نادر و سیمین در انتهای همین دهه بار دیگر چنین مضمونی را پروراند. عبدارضا کاهانی پس از تجربیات ابتدایی در زمینة فیلم­سازی با بیست و البته در ادامه با  فیلم هیچ توانست خود را به عنوان فیلم­سازی که قصه­های نامتعارفی می­سازد؛ مطرح کند او در سال­های میانی دهة 1380 با دست­اندرکاران دولتی سینما دچار اختلاف شد و همین باعث شد تا او همواره از رقابت­های رسمی و دولتی دور بماند. هیچ فیلمی نبود که از نظر ممیزی دچار مشکل بشود. همان­طور که اسب حیوان نجیبی است؛ نیز چنین بود. کاهانی پس از فرهادی یکی از چهره­های برچستة سینمای دهة 1380 است که نوع تازه­ای از فیلم ساختن را تجربه کرد. او در آثارش از بازیگران سرشناس سینمای ایران استفاده می­کند اما به دنبال قصه­گویی به شکل عام آن نیست. او ترجیح می­دهد به بهانة یک موقعیت؛ جمعی را کنار هم قرار دهد که تضاد­هایشان بیش از شباهت­هایشان به یکدیگر است. در این میان هریک به روایت داستان خودش می­پردازد که شخصی است اما اجتماع آن را تحت­الشعاع قرار داده است. او بعد­ها و در بی­خود و بی­جهت؛ واپسین فیلمی که در ایران ساخت؛ همین درونمایه را ادامه داد. کاهانی به بهانة تخلیة یک خانه و آمدن زوج جوانی به آن؛ داستان دو زوج را برای ما بازگو می­کند که انگار چیزهای مهمی که ما می­شناسیم؛ برایشان بی­اهمیت است. بهنام بهزادی با تنها دوبار زندگی می­کنیم؛ به عنوان تنها فیلمی که در دهة 80 ساخت؛ نشان داد که مایل است با روایت انتزاعی زندگی مردی که از اجتماع بریده؛ بیشتر بر روی شخصیت­ها تکیه کند تا بر قصه­گویی. این درمورد محسن امیر یوسفی و خواب تلخ او که هرگز به نمایش عمومی درنیامد و البته آتشکار با آن قصة غریبش صدق می­کند. او ترجیح می­دهد سراغ انتزاع برود و به این ترتیب بر رروی شخصت­های آثار تمرکز کند. امید بنکدار به همراه کیوان علی محمدی در 1384 یکی از تجربی­ترین آثار سینمای ایران را ساختند که تا 1388 مجال نمایش عمومی پیدا نکرد. در این فیلم؛ تمرکز سازندگان بر ذهنیت و شخصیت است. شبانه فیلمی است که با استفاده از امکانات تدوینی دینامیک و فیلم­برداری و نورپردازی؛ جهانی وهم­آلود در آن ساخته می­شود که توجه تام و تمام مخاطب را طلب می­کند. مانی حقیقی پس از آن که نه آبادان و نه کارگران مشغول کارند (هر دو محصول دهة 1380) هرگز نمایش عمومی پیدا نکردند؛ کنعان را ساخت که شاید اثر محافظه­کارانه­ای از نظر دریافت پروانة نمایش بود. او البته بعد­ها و در پذیرایی ساده با داستانی نامتعارف و شخصیت­هایی به مراتب نامتعارف­تر جبران مافات کرد و فیلمی ساخت که حرص آدمی به پول را نشان می­داد. در این میان حتی اغراق حقیقی در پرداخت شخصیت­های آثارش؛ اثری بر روی پذیرفتنی فضای فیلم نمی­گذارد. روح الله حجازی در دهة 1380 تنها در میان ابرها را ساخت و هر دو فیلم بعدی­اش که روند شکل­گیری دیدگاه شخصی او نسبت به جهان آدم­های پیرامونش را نشان می­دهند؛ محصول دهة 1390 هستند.

دهة 1380 در تاریخ سینمای بعد از انقلاب جایگاه مهمی دارد. در این دهه سینماگران گذشته؛ منهای یکی دوچهرة برجسته؛ تقریباً به تدریج به سایه رفتند و کم فروغ ظاهر شدند. سینماگرانی در این دهه رشد کردند که آثارشان توانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند. آن­ها توانستند ذائقة ذهنی تماشاگر ایرانی را تا حد زیادی تغییر دهند. آن­ها در دهة  نیز1390 همچنان قدرتمندانه ظاهر شدند و حتی کاری کردند که فیلم­سازان تازه­نفسی پای به عرصة فیلم­سازی بگذارند. تنها نکته­ای که در این میان نباید نادیده گرفته شود این است که سینماگران دهة 1380 با خودشان مضامینی را به سینما آورده­اند که بیشتر دغدغة قشر متوسط اجتماع است. به عبارت دیگر آن­مخاطبانی اینچنینی را هرف گرفته­اند. از آن­جا که دغدغة ذهنی قشر متوسط اجتماع ما را نمی­توان به تمامی مخاطبان تعمیم داد؛ این زنگ خطر تقریباً از همان میانة دهة 1380 در سینمای ایران به صدا درآمد که نکند سینمای ما به همین تعداد مخاطبانی که دارد؛ راضی بشود. به عبارت دیگر این نکته وجود دارد که انگار سینمای ایران چندان به دنبال جذب مخاطبان انبوه نیست و به همان تعداد راضی است. شبکه­های اجتماعی در این میان گاهی به درستی نمی­توانند مرجع مخاطب­شناسی دقیقی برای سینماگران ما باشند. سینما؛ سینمای همة مخاطبان است. دغدغة همة مخاطبان بایستی دغدغة سینماگرانی باشد که در موقعیت جغرافیایی مشخصی زیست می­کنند. این امر به تعمد در پرده گفته شد. امید است که مفصل­تر آن را بشود حتی بی پرده­تر بیان کرد. بی­پرده از این بابت که گاهی نمی­شود خیلی چیزها را عیان مطرح کرد. نه رابطة سیاست و سینما را و نه حتی رابطة اجتماع و سینما را...همین.