amoozecinema

سینما به ما-شما-ایشان... می آموزد

سینما-‌تخته‌سیاه
نویسنده : shapoor azimi - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳٩۱
 

 

 نگاهی به نسبت‌‌های سینما و آموزش

1-سینما چه نسبتی با آموزش دارد؟ آیا با استفاده از سینما و قدرت بالقوه‌اش برای باور‌پذیری در میان مخاطبان، می‌توان زندگی بهتری داشت؟ نخستین نکته‌ای که در تحلیل‌های مختلف پیرامون نقش سینما و فیلم در زندگی، از قلم می‌افتد؛ این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم سینما یک کلاس درس است. سینما در هر فیلمی که تماشا می‌کنیم (واقعاً تفاوتی ندارد فیلم مستند باشد یا داستانی) به طور غیر مستقیم از ما می‌خواهد که با جهانش همذات‌پنداری کنیم. همین همذات‌پنداری معادل آموزش دیدن از فیلم و جهان آن است. راه دور نرویم. تأثیر سینما در اشکال مختلف زندگی مخاطبان انکار‌ناپذیر است. از نحوة پوشش گرفته تا علایق و سلایق ستارگان فیلم‌ها که در شئونات زندگی روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرند. سینما یک الگوی رفتاری نیز ایجاد می‌کند و به طور غیر مستقیم از مخاطبانش می خواهد که«به راه آن بروند»


 
 
تولیدات استاندارد و غیر استاندارد
نویسنده : shapoor azimi - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱
 

در باب حضور بخش خصوصی در بازار نمایش خانگی

این روز‌ها شاهد حضور دوبارة یکی  از سریال‌های بخش خصوصی در بازار نمایش خانگی هستیم که پس از وقفه‌ای طولانی با بازیگرانی جدید سر از بازار فروش درآورده است. آن‌چه می‌خوانید نگاهی است کلی به سیر حضور آثار بخش خصوصی در بازار نمایش خانگی و دلایل عدم موفقیت آن‌‌ها نزد مخاطبان. مگر این که کسانی باشند که اعتقاد داشته باشند تجربة بخش خصوصی در ماراتن رقابت با تلویزیون  به عنوان بزرگ‌ترین هماورد در جلب مخاطبان موفق بوده است.

 

 


 
 
با خشم به گذشته بنگر
نویسنده : shapoor azimi - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱
 


 

نگاهی به فیلم‌‌نامه و رمان خوشه‌‌های خشم

 

جان اشتین بک (یا به تعبیر درست‌تر استین بک) در 1939 خوشه‌های خشم را منتشر کرد. او این رمان را در خانه‌اش و در دوران کسادی عمومی کشور آمریکا نوشته بود. داستان اصلی آن در بارة خانوادة فقیر جاد است که به دلیل خشکسالی، مشقت اقتصادی و تغییر در صنعت کشاورزی کشور  از خانه و کا‌شانه‌شان رانده شده‌اند. در ابتدا و در کمال ناامیدی، همراه با هزاران اوکلاهمایی دیگر روانة کالیفرنیا می‌شوند تا کار، زمین و احترام به دست بیاورند. تأکید اصلی داستان بر این است که یک دست صدا ندارد و مردم برای حل مشکلات اجتماعی که کشاورزی مکانیزه به‌وجود آورده، باید دست اتحاد به هم بدهند.